این فیلمی که خودم ساختم درباره ی یک شبی است که رعد و برق می شود و به خانه ی یک نفر می خورد و خانه ی اون طرف آتش می گیرد و پودر می شود و تمام می شود! اون طرف وقتی می آید خیلی ناراحت می شود و می رود خودش را از کوه پایین می اندازد! این فیلم را وقتی ساختم که معلم کلاس آمادگی ام خانه اش آتش گرفته بود!
وای خیلی قشنگ بود- ولی دلم سوخت - معلومه خیلی معلم را دوست داشتی - خوشحال به حال معلمت که همچین شاگرد با احساسی داره
ممنون حمید- اسم معلم من خانم (بهادر) بود. میدونی چرا من این معلم اینقدر دوست داشتم؟ چون که خیلی به من لطف داشت. مثلا: وقتی پدر یا مادرم وقت نداشتند که بیان دنبالم اون مرا به خانه اش می برد تا بیان دنبالم. یکبار هم با هم همبرگر خوردیم!
آ................ه یادش به خیر!